خواجه نصير الدين الطوسي ( كوشش مصطفى بروجردى )

95

بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى )

فن اوّل : قضايا فصل اوّل : اصناف دلالت‌ها و احوال مدلول‌ها هرگاه انسان به واسطهء حواس ظاهر اعيان موجودات را ادراك كند ، طبعا صور آن مدركات در ذهنش نقش مىبندد . سپس آن صور با كمك قوهء حافظه و ذاكره طبعا بر آن موجودات دلالت مىكنند . اما هرگاه انسان به خاطر اهدافش بخواهد ديگران را از مدركات و معلومات خود آگاه كند ، به دلالت وضعى افعال و حركات ارادى خود اين كار را انجام مىدهد . ملايم‌ترين فعلى كه انسان در اين كار از خود صورت مىدهد ، ايجاد صوت است كه با بلند كردن يا آهسته نمودن آن شخصى را كه حاضر بوده يا غايبى كه در حكم حاضر است - به حسب ابعاد مختلف - مىتواند از مقاصد خودش آگاه كند و به اختلاف كيفيت صداها و نيز تفاوت مقاطع آن‌ها كه تابع اختلاف هيأت و حالت مخرج صوت است ، حروف مىتوانند پديد آيند . افزون بر اين ، به وسيلهء تركيباتى كه از حروف به دست مىآيد ، مىتوانيم معانى و مقاصد گوناگون خود را اظهار كنيم ، همچنين به واسطهء انواع شمايلى كه با بيان الفاظ مقرون مىشوند ، محاكات حالت‌هاى مختلف آسان مىشود . آن صداها پس از اين‌كه انتفاع حاصل شد ، بدون هيچ‌گونه درد و رنجى نابود شده زحمت بقاى بدون منفعت را از بين مىبرند . ساير افعال و حركات ، مانند اشاره كردن و با سرانگشت نشان دادن و جز اين‌ها گرچه اين شايستگى را دارند كه بر معانى مختلف دلالت كنند ، اما هيچ‌كدام مانند نطق نيستند . با همهء فوايدى كه نطق داشت ، اما محدوديت‌هايى نيز وجود دارد كه نياز به دلالتى كامل‌تر را نشان مىدهد . توضيح اين‌كه اوّلا نطق اختصاص به زمان حال دارد و ثانيا